از اون قضایا گذشت... دیگه بیخیال بودم... 3 4 روز از خونه اصلا" بیرون نرفتم... کامران اومد سراغم, اون بدبختم دید من چیزی نمی گم کلافه شد رفت.. یادمه مرتب می گفت نفیس ارزش این کارارو نداره و این چیزها. صبح که از خواب پا شدم دیدم کامران بالا سرمه داره مسخره بازی در میاره... تحویلش نگرفتم..
کامران- اگر خودت رو لوس کنی بهت نمی گم چی پیدا کردم
- نگو به درک
کامران- مطمئنم می خوای بشنوی
- خب بگو
کامران- نه نمی گم
- اذیت نکن یا بگو یا برو
کامران- چه خشن...
-می گی یا نه
کامران- چیو؟
- گمشو بیرون
کامران- یعنی اون قدر ارزش داشته برات که دیگه به من می گی گمشو بیرون؟
- آره داشت
کامران- خری دیگه
- خر تویی که نمی فهمی...
کامران- نه خر تویی.. خر تویی که سرت رو کردی تو ..... هر چی می خوام دهنم رو وا نکنم نمی زاری... دختری که تورو ول کرده واسه یه پست فطرت, ارزش نداره حتی در موردش فکر کنی... حالا خر منم یا تو؟ یعنی تو از حرفاش نفمیدی دلشو داده به یکی دیگه؟؟
دیگه هیچی نفهمیدم... دیگه به خودمم اعتماد نداشتم.... یعنی راست می گفت؟؟؟؟ یعنی نفیس همه اینا رو برای یه پسر دیگه کرده؟؟
- از کجا می دونی اینا رو؟؟ از خودت ساختی؟
کامران- نه عزیزم رفتم تحقیق...
- چرت نگوووو.... باور نمی کنم
کامران- از بهت عکس نشون بدم چی؟؟
- عکس از چی؟ از کجا؟
کامران- 2 تا دست کافیه؟؟
دست کرد جیبش موبایلش رو در آورد...
کامران- مطمئنی می خوای ببینی؟؟
با سر اشاره کردم... خدا چی داشتم می دیدم؟ نفیس من .......
کامران- بهروز چه مرگت زد؟ بهروز......
کامران- اگر خودت رو لوس کنی بهت نمی گم چی پیدا کردم
- نگو به درک
کامران- مطمئنم می خوای بشنوی
- خب بگو
کامران- نه نمی گم
- اذیت نکن یا بگو یا برو
کامران- چه خشن...
-می گی یا نه
کامران- چیو؟
- گمشو بیرون
کامران- یعنی اون قدر ارزش داشته برات که دیگه به من می گی گمشو بیرون؟
- آره داشت
کامران- خری دیگه
- خر تویی که نمی فهمی...
کامران- نه خر تویی.. خر تویی که سرت رو کردی تو ..... هر چی می خوام دهنم رو وا نکنم نمی زاری... دختری که تورو ول کرده واسه یه پست فطرت, ارزش نداره حتی در موردش فکر کنی... حالا خر منم یا تو؟ یعنی تو از حرفاش نفمیدی دلشو داده به یکی دیگه؟؟
دیگه هیچی نفهمیدم... دیگه به خودمم اعتماد نداشتم.... یعنی راست می گفت؟؟؟؟ یعنی نفیس همه اینا رو برای یه پسر دیگه کرده؟؟
- از کجا می دونی اینا رو؟؟ از خودت ساختی؟
کامران- نه عزیزم رفتم تحقیق...
- چرت نگوووو.... باور نمی کنم
کامران- از بهت عکس نشون بدم چی؟؟
- عکس از چی؟ از کجا؟
کامران- 2 تا دست کافیه؟؟
دست کرد جیبش موبایلش رو در آورد...
کامران- مطمئنی می خوای ببینی؟؟
با سر اشاره کردم... خدا چی داشتم می دیدم؟ نفیس من .......
کامران- بهروز چه مرگت زد؟ بهروز......
|+|
نوشته شده توسط بهروز در و ساعت
