- ببین در تا choice داری .
کامران - چی دارم ؟ بی ادب، اومدی اینجا اخلاقت بد شده. این حرف ها چیه ؟ جال آدم به هم می خوره.
- ساکت شو بینیم بابا، می خوای بریم شام بیرون یا یه چیزی درست کنیم بخوریم ؟
کامران - تو حساب می کنی ؟
- نه پس تو گدا حساب می کنی
کامران - اصلا" تو آشپزی بلدی ؟؟؟
- آره ، بشین برات یه چیییییییییییز خوب درست کنم
کامران - چیه ؟
- حدس بزن
کامران - تو جیب جا می شه ؟
- الاغ تریلی که نیست ! غذا هست !
کامران - خوش مزه اس ؟
- نه نیست
کامران - درازه ؟
- آره
کامران - از اوناس ؟
- خیلی گاوی !
کامران - شبیه بهش هم نیست؟؟؟
- نه
کامران - یعنی سوسیس نیست ؟؟
- نه بابا ! سرویس کردی
کامران - یک کلمه بنال چیه
- هیچی از این همبرگر آماده ها
بعد از خوردن شام به کامران اتاقش رو نشون دادم
کامران - این که خالیه
- نه پس می خواستی پرش کنم ؟
کامران - نه خب !
- پس خفه
کامران - من کجا بخوابم ؟
- رو مبل
داشت می رفت که ...
- بیا بابا شوخی کردم تخت این مبل کنار اتاقم تخت شو هست ، واسا درستش کنم بخوابی .
کامران - نه نمی خواد
- خفه شو گوش کن
کامران - حالا چون اسرار داری
تختشو درست کردم که بخوابه بعد ۱۰ دقیقه دیدم یک چیزی کنارمه داره تکون می خوره
کامران - بهروز حاضر شو بریم
- کجا ؟؟؟؟؟؟؟؟
کامران - دیسکو ، رقص !
- برو بینیم بابا . جون کامی آخر هفته می ریم . فردا می برمت سر کارم بری یکم بگردی.
به هر بدبختیی بود فرستادمش تو اتاقش . صبح که پا شدم دیدم تو تختش نیست ؛ وقتی رفتم تو آشپزخونه دیدم پیشبند بسته داره تخم مرغ دست می کنه
- به به ! نه مثل اینکه آدم شدی
کامران - بابا این مملکت شما خیلی تخمیه ، من از ۸ بیدارم
- خب می نشستی پشت تلویزیون، ماهواره ، کامپیوتر ...
کامران - نه بابا هسش نبود
- خیلی خوب حالا غذا بخوریم بریم یک چرخی تو شهر بزنیم .
کامران - بخور بریم ....
بعد از صبحانه حاضر شدیم که بریم بیرون
- خب کجا بریم ؟
کامران - بریم خرید ؟
- از روز اول بری خرید ؟ حال داریا ؟
کامران - خب کجا بریم
- خیلی خب بریم خرید برای اتاقت .
رسیدیم به محلی که می شد لوازم خونه خرید .
- خب بریم . فقط هل نکن ، که گرون نره تو پاجت .
کامران - چی دارم ؟ بی ادب، اومدی اینجا اخلاقت بد شده. این حرف ها چیه ؟ جال آدم به هم می خوره.
- ساکت شو بینیم بابا، می خوای بریم شام بیرون یا یه چیزی درست کنیم بخوریم ؟
کامران - تو حساب می کنی ؟
- نه پس تو گدا حساب می کنی
کامران - اصلا" تو آشپزی بلدی ؟؟؟
- آره ، بشین برات یه چیییییییییییز خوب درست کنم
کامران - چیه ؟
- حدس بزن
کامران - تو جیب جا می شه ؟
- الاغ تریلی که نیست ! غذا هست !
کامران - خوش مزه اس ؟
- نه نیست
کامران - درازه ؟
- آره
کامران - از اوناس ؟
- خیلی گاوی !
کامران - شبیه بهش هم نیست؟؟؟
- نه
کامران - یعنی سوسیس نیست ؟؟
- نه بابا ! سرویس کردی
کامران - یک کلمه بنال چیه
- هیچی از این همبرگر آماده ها
بعد از خوردن شام به کامران اتاقش رو نشون دادم
کامران - این که خالیه
- نه پس می خواستی پرش کنم ؟
کامران - نه خب !
- پس خفه
کامران - من کجا بخوابم ؟
- رو مبل
داشت می رفت که ...
- بیا بابا شوخی کردم تخت این مبل کنار اتاقم تخت شو هست ، واسا درستش کنم بخوابی .
کامران - نه نمی خواد
- خفه شو گوش کن
کامران - حالا چون اسرار داری
تختشو درست کردم که بخوابه بعد ۱۰ دقیقه دیدم یک چیزی کنارمه داره تکون می خوره
کامران - بهروز حاضر شو بریم
- کجا ؟؟؟؟؟؟؟؟
کامران - دیسکو ، رقص !
- برو بینیم بابا . جون کامی آخر هفته می ریم . فردا می برمت سر کارم بری یکم بگردی.
به هر بدبختیی بود فرستادمش تو اتاقش . صبح که پا شدم دیدم تو تختش نیست ؛ وقتی رفتم تو آشپزخونه دیدم پیشبند بسته داره تخم مرغ دست می کنه
- به به ! نه مثل اینکه آدم شدی
کامران - بابا این مملکت شما خیلی تخمیه ، من از ۸ بیدارم
- خب می نشستی پشت تلویزیون، ماهواره ، کامپیوتر ...
کامران - نه بابا هسش نبود
- خیلی خوب حالا غذا بخوریم بریم یک چرخی تو شهر بزنیم .
کامران - بخور بریم ....
بعد از صبحانه حاضر شدیم که بریم بیرون
- خب کجا بریم ؟
کامران - بریم خرید ؟
- از روز اول بری خرید ؟ حال داریا ؟
کامران - خب کجا بریم
- خیلی خب بریم خرید برای اتاقت .
رسیدیم به محلی که می شد لوازم خونه خرید .
- خب بریم . فقط هل نکن ، که گرون نره تو پاجت .
|+|
نوشته شده توسط بهروز در و ساعت
